شمارهٔ ۱۸۶۸

غزلیات

گر چه سعادت بسی ست در فلک مشتری
دزد حوادث هم است از پی انگشتری

عقل حوادث نپخت در پس نُه پرده، زآنک
رخنه بال من است در فلک چنبری

راست روی پیشه کن همچو سحاب سپهر
بو که ازین دیوگاه جان به سلامت بری

حرف طلب کن نه نقش کز ره معنی خطاست
معتقد پایدار دست به صورتگری

سوزش عشاق تو هست چو آتش به دل
نه ز پی مردمی است دولت خاکستری

قابل عصمت نیند، پند نگویند، ازآنک
مغ نشود پارسا، سگ نشود جوهری

گر چه در آخر زمان پرورش دین کم است
عدل خلیفه بس است از پی دین پروری

قطب جهان که‌اهل مُلک خدمتیِ درگهش
جمله سر آرند پیش، تاج شهی بر سری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}