شمارهٔ ۱۹۰۷

غزلیات

هندوی زلف را چو تو یغما چنین دهی
در روم و ری منادی تاراج دین دهی

پیش لب تو گر چه گداییست کار من
ملک جهان مراست، گر انگشترین دهی

چون من روم، به تربت من بوسه ای زنی
حلوای روح من چو دهی، این چنین دهی

آنجا که گشت تست، بگو تا شویم خاک
باری چنین چو کشته خود را زمین دهی

جان بردن نهفته، میاموز غمزه را
جلاد را چه استره در آستین دهی؟

تلخی عشق بی مزه گردد ز نوش وصل
ناخوش میی که چاشنیش انگبین دهی

من کیستم که خنده زنی تو به روی من؟
خسرو خس و بهاش تو در ثمین دهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}