شمارهٔ ۱۹۰۹

غزلیات

گر چه به نظاره ایم، نیز نخوانی
دیده بد دور ازان جمال و جوانی

ما ز تو نزدیک می شویم به مردن
گاه خرامش مگر تو عمر روانی

گر تو درآری به دوستگاری ما سر
هست سر آنکه سر دهیم نشانی

ای که زنی سنگ پیر توبه شکن را
شیشه نگه دار، سر تراست، تو دانی

داغ شرابم برون خرقه چه بینی؟
داغ نگه کن ز ساقیم به نهانی

گر چه ازان شه خوریم خون و نپرسد
شربت درویش یاربش بچشانی

درد من، ای باد، کوه تاب نیارد
می شنو از من، ولی بدو نرسانی

ای که دم از سوز شمع می زنی اینجا
سوزش جانی بدان نه سوز زبانی

پیش که خسرو ز سینه آه برآورد
آه که جان نیز نیست محرم جانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}