شمارهٔ ۱۹۳۲

غزلیات

ای فتنه ز چشم تو نشانی
بالای تو آفت جهانی

مویی ست به زلف تو که صد بار
بر باد بداد خان و مانی

من با تو به جز نظر ندارم
حاشا که به بد بری گمانی

بوسی هوسم کند، ولیکن
خشنود نمی شوی به جانی

گر لب نبود، کم از حدیثی
ور دل ندهی، کم از زبانی

گر می کشدم رقیب بدخوی
بگذار سگی و استخوانی

ای زلف درو مپیچ زنهار
کآزرده شود چنان میانی

دل گم کرده ست خسرو، آن کیست
کز گمشدگان دهد نشانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}