شمارهٔ ۱۹۵۴

غزلیات

ساقی بیا که موسم عیش است و میم و یی
می ده که لاله گون شده از باده ری و خی

رخ بر فروز و زلف مسلسل گره بزن
تا بشکند جمال تو بازار میم و هی

مه را به روی خوب تو نسبت کجا رسد
ای رویت آفتاب و لبت شین و کاف و ری

شکر شد از خجالت لعل تو آب وار
بر شین و کاف و ری چو کشیدی تو خی و طی

خط معنبر تو چو دور قمر گرفت
کردند عاشقان تو تر ری و واو و حی

روح مجسمی تو نه عقل مصوری
ای روح عقل مثل تو نادیده بی و تی

بتگر چو دید پیش رخ و قامت تو کرد
از شرم کارخانه صد ساله طی و یی

طی کن حدیث دور زمان، جام می بیار
تا باغ روح را دهم آبی ز میم و یی

می خور، مخور غم دل و دین، خسروا، دگر
بگشا به مدح خسرو آفاق لام و بی

لب بر لب نگار نه ار دست می دهد
خالی قدح مدار ز باده و میم و یی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}