شمارهٔ ۱۹۶۰

غزلیات

دوش می گفت پیر ترسایی
یاد دارم ز مرد دانایی

کاندرین دور می پرستان را
نیست خوشتر ز میکده جایی

درد نوشان و کنج دیر مغان
خلق عالم به هر تماشایی

بر سر چار سوی خطه عشق
نیست خالی سری ز سودایی

زاهد و باغ خلد و ما و حبیب
هر کسی را بود تمنایی

ساقیا، زان قدح که می نوشی
جرعه ای ده به بی سر و پایی

خوش بود جام باده نوشیدن
خاصه از دست مجلس آرایی

در تردد گذشت عمر عزیز
همچو من نیست مختلف جایی

شد ز مهر تو ذره سان خسرو
هرزه گردی و باد پیمایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}