شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردید
نافه چین بخم زلف تو مرهون گردید

بعد از این سینه خلقت بود آماج خدنگ
هر کجا بود دلی از ستمت خون گردید

لعل و یاقوت و نمک شکر و شیر و مرجان
بهم آویخته شد لعل تو معجون گردید

عاقلی جانب لیلی بملامت میرفت
نارسیده بدر خیمه که مجنون گردید

حسن مه کاهد چون بگذرد از چار دهش
چارده از تو شد و حسن تو افزون گردید

یک دو قطره زسرشگم بزمین جاری شد
آن یکی شط فرات آن یک جیحون گردید

زاهدار کرد بدل وصل تو با حور بهشت
در قیامت شودش فاش که مغبون گردید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}