شمارهٔ ۱۹۸۲

غزلیات

باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است
زلف مشکین ترا باد صبا جلوه گر است

گل دمد در چمن حسن تو از خندیدن
مگر اندر سر زلف تو نسیم سحر است

تا بزیر و زبر رخ گل و سنبل داری
سنبل و گل شده از روی تو زیر و زبر است

هر که دید آن خط تو غالیه دارند از اشک
خال مشکین تو خود غالیه دان دگر است

نگشاید مگر آن لحظه که لب بگشایی
جعد شکر که گره بر گره از نیشکر است

وصل تو هیچ فراموش ز دل می نشود
گوییا لطف ملک زاده خورشید فر است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}