شمارهٔ ۱۹۹۰

غزلیات

هزار شکر خدا را که چون تو دلداری
نمود روی به من بعد مدتی یاری

کنون زبون خیالات غمزه های توام
میان مجلس مستان چنانکه هشیاری

تو یوسفی و من از نقد جان خریدارت
بیا بگو که نیابی چو من خریداری

اگر چه حسن تو از آفتاب اندک نیست
ولی ز حسن تو اندک ترست بسیاری

اگر چه بار جفای تو هر کسی نکشد
من ضعیف جفاکش همه کشم باری

هزار طعنه چه گویی که از سرم برخیز
کس این سخن نکند خاصه با تو چون یاری

جفا کنی وز من عذرخواهی از شوخی
چه می کنی و چه می خواهی از گرفتاری

زبان باین قدری رنجه دار بر خسرو
که گر بگویدت آن منی بگو آری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}