شمارهٔ ۲۸ - مخترع

غزلیات

بعد عمری کافکند گردون به کوی او مرا
سیل اشک شادمانی هی برد زان کو مرا

گاه چشم آید گران در کفه عشقم ز غم
کوه فرهادش اگر یک سو نهی یک سو مرا

رو به راهت بس که سودم هردو خونین گشت و ریش
وه که سویت آمدن را نیست راه رو مرا

بوی مشکین طره‌ات تا در دماغ من رسید
گه کند بی‌حال و گه آرد به حال آن بو مرا

بس که آن بدخوی تیغ بی‌دریغم راند ساخت
زین رعایت‌های مفرط همچو خود بدخو مرا

من که غرق می‌شدم ز اقبال پیر میکده
محتسب این دم کجا یابد به جست‌وجو مرا

فانیا نابودم اندر یار و باشد جای شکر
کز غم و شادی مبرّا ساخت عشق او مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}