شمارهٔ ۶۴ - ایضا له

غزلیات

در میکده صلاح و ورع در شماره نیست
آنجا جز آنکه باده بنوشند چاره نیست

حال مآل دردکشان گرچه شد نهان
احوال اهل صومعه هم آشکاره نیست

شد این کنار بحر سرشکم کنار من
وین طرفه تر که آن طرفش را کناره نیست

گر پاره ساخت تیغ جفای فلک دلم
کو دل که از جفای فلک پاره پاره نیست؟!

خواهی چو قلب لشکر عشاق را شکست
هویی بس است حاجت طبل و نقاره نیست

بر خود مخند عقل خرف از برای آنک
در شهر عشق پیر خرد هیچکاره نیست

فانی به یک نظر به تو چشم از حیات دوخت
حاجت به چشم دوختن اندر نظاره نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}