شمارهٔ ۷۹ - تتبع خواجه

غزلیات

بیا که عرصه میخانه عشرت آبادست
ز ساحتش خس اندوه رفته بر بادست

کتابه در عالیش این رقم کین در
بآنکه از دو جهان رو نتافت نکشادست

ز تاق مرتفعش این صدا رسید به گوش
«بیا که قصر امل سخت سست بنیادست »

به سوی مغبچه رندانش را خطاب که خیز
«بیار باده که بنیاد عمر بر بادست »

سرور نغمه گرش اینکه داد عیش دهید
به نقل و باده که کار زمانه بیدادست

سبو ز غلغل می کرده این ندا که بنوش
قدح که دیر کهن را بسی چو تو یادست

به جلوه ز آئینه جام چهره مقصود
که هست کشته باو چشم هر که افتادست

بدار ساقی ازان جام می که شد عمری
کز اشتیاق ویم کار آه و فریادست

که مست گشته کنم ترک خویش چون فانی
هرانکه مست خراب این چنین شد آبادست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}