شمارهٔ ۱۱۹ - تتبع خواجه

غزلیات

کسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراج
پی عمارت آن غیر باده نیست علاج

جنون و عشق بتان باعثم به رسوائیست
کجاست می که مهیا شده‌ست مایحتاج

به کوی عشق میان گدا و شه فرق است
که پیش یار خود آن یک سر افکند این تاج

عوض به جام می لعل چیست ملک دلم
چه جوهر است که هستش بها به ملک خراج

بیا به میکده زاهد که می معالج شد
ترا به خبط دماغ و مرا به ضعف مزاج

چو فانی آمده محتاج و تو به حسن غنی
زکات را به سپارش نباشدش محتاج

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}