شمارهٔ ۱۲۶ - تتبع خواجه

غزلیات

سر وحدت که درو خلوتیان حیرانند
گر ز رندان خرابات بپرسی دانند

دفتر و خرقه ما وجه خماری نه بس است
گرچه بر هر طرف میکده می گردانند

با همه بیخبری درد کشان می عشق
راز گردون ز خط دور قدح میخوانند

بلعجب مغبچگانند که در دیر مغان
نقد هر دین ز پی جرعه می نستانند

عاجزند اهل نظر آنکه به جور از رخ یار
چشم گویند که پوشیم ولی نتوانند

طلب گنج سعادت ز دل آنها کن
که درین دشت ز سیلاب فنا ویرانند

در دلت عشق وز عقلست حدیثت فانی
نیست مانند تو دیوانه عاقل مانند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}