شمارهٔ ۱۵۵ - تتبع خواجه

غزلیات

هر که در دیر مغان جام شرابی دارد
رسدش گر به فلک ناز و عتابی دارد

آنکه در میکده بگرفت به کف رطل گران
چرخ بر روی میش حکم حبابی دارد

روضه و حور به کوثر چه کند یاد آنک او
شاهد و منزل امن و می نابی دارد

در گدایان خرابات نیامد به حساب
هر که از سلطنت دهر حسابی دارد

آتش روی عرقناک تو چون چشمه مهم
باز در حسن عجب آبی و تابی دارد

صوت بلبل ز چه معنی نبود فیض رسان
که ز اوراق گل تازه کتابی دارد

کشور حسن وی آباد ز آسیب زوال
کز وفا پرسه احوال خرابی دارد

می و معشوق رسان یاربش از لطف بآن
کز خمار اندوه و از هجر عذابی دارد

فانی از چرخ و نجوم از چه بنالد که به دهر
شاه خورشیدوش عرش جنابی دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}