شمارهٔ ۱۵۷ - تتبع خواجه

غزلیات

ای خوش آنانکه سحر دامن یاری گیرند
قدح باده پی دفع خماری گیرند

رفعت پیر مغان بین که فلک را به نجوم
ز آتش غیرت او دود شراری گیرند

خاک آن شاه و شانم که گه کشتن خلق
ترک صد خون ز فغان دل زاری گیرند

ما به رندی چو علم بر در میخانه زدیم
نه که ارباب نصیحت پی کاری گیرند

اول آنست که رندان ز جهان دامن خویش
در نوردند ولی دامن یاری گیرند

گفتمش جان ز پی بوسه ای گیرند بتان
زیر لب خندزنان گفت که آری گیرند!

خلق زیر فلک آن روز بگیرند قرار
فانیا کز روش افلاک قراری گیرند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}