شمارهٔ ۱۷۴ - تتبع میر خسرو

غزلیات

یاران که یک‌یک از من بیدل جدا شدند
کس را وقوف نیست که هر یک کجا شدند

بیگانگی چو بوده در آخر طریقشان
اول چرا به هجرکشان آشنا شدند

ای کاش خاک وادیشان بودمی چو گرد
از باد مرگ چون که فراز هوا شدند

صد حیف دان ز کوه و قاران خاک‌وش
کز تندباد حادثه هرسو هبا شدند

آرام رفت از دل من تا ز باغ دهر
آرام ناگرفته به سان صبا شدند

گل چون گیا نمایدم از گلشن جهان
ز اندوه اینکه آن همه گل‌ها گیا شدند

بودند از وفا همه چون عمر بس عزیز
عمر عزیزوار همه بی‌وفا شدند

غایب ز دیده‌اند و به دل جمله در حضور
از دل نرفته‌اند گر از چشم ما شدند

فانی از آن طریق فنا کرد اختیار
کان همرهان شدند به راه فنا شدند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}