شمارهٔ ۱۸۲ - تتبع خواجه

غزلیات

چند دل را غم و اندیشه دنیا ببرد
می صافی مگر این تیرگی ما ببرد

بام دیرم ز پی کسب هوا به که فلک
بزم عیشم ز بر بام مسیحا ببرد

چند آن مغبچه از دیر برون آمد مست
نقد هوش از دل بی‌صبر و شکیبا ببرد

دل بی‌عشق هلاکست چه باشد که از غیب
قابلی جلوه کند وین دل ما را ببرد

کافر من بود آن نوع که تا در پیشیش
برهمن نام بت و دیر و چلیپا ببرد

کس اگر جا همه در کعبه کند چون که ز دید
سیل می موج زن آید دلش از جا ببرد

خاطر نازک آن شوخ نرنجد فانی
به که از کوی وی این یارب و غوغا ببرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}