شمارهٔ ۱۹۱ - تتبع خواجه

غزلیات

باده صافست و خرابات صفایی دارد
روم آن سو که عجب آب و هوایی دارد

جامه سرخ ببر کرد و دلیلست به خون
زانکه از خون کسان رنگ قبایی دارد

جلوه ابرویت از می سرم افکند بزیر
گو بکن سجده که خوش قبله نمایی دارد

سگ وفادار و جفاجو به جهان سگ منشان
من سگ آن کسم ای دل که وفایی دارد

دل که از حسرت رخسار و لبت رنجور است
ز گل و قند همانا که دوایی دارد

سگ او خون دل من خورد و من غم او
زین که رنج و الم آلوده غذایی دارد

فانیا درد کشانند بلاکش گو رو
سوی میخانه طمع آنکه بلایی دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}