شمارهٔ ۱۹۴ - تتبع خواجه

غزلیات

ساقی ار عکس مه چهره به جام اندازد
باز در دور قمر شین تمام اندازد

هوسم هست که با من شود او رام ولیک
کس چسان طایر خورشید به دام اندازد

چهره شاهد مقصود مشاهد شودش
دیده هر کاو به می آئینه فام اندازد

گل بریزد همه در خاک و رود سرو ز دست
سرو خود را چو گل من بخرام اندازد

صوفی صبح چو بر سر فکند پرده نور
کس نباید که نظر بر می و جام اندازد

در شبستان افق چرخ کهن نوش کند
از شفق می که سراپرده شام اندازد

فانیا رو که به سر منزل مقصود رسد
هر که مردانه درین بادیه گام اندازد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}