شمارهٔ ۱۹۷ - مخترع

غزلیات

شد بلا چشم تو ای گلرخسار
نقطه زیر بلا خال عذار

اینکه در جان و دل آتش زده‌ای
دل ازین هست به جان منت دار

باده لعل لبت پیش نظر
از چه شد چشم تو در عین خمار

جلوه سرو روان تو حیات
دهد اما کشدم در رفتار

ساقیا ساغر عیشت چو پر است
نوش و نوشان به زمین برمگزار

بلبل ار شیفته گلشن گشت
دید در هر گلش اما صد خار

فانیا از چمن دهر ببر
شاخ امید که آن نارد بار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}