شمارهٔ ۲۰۰ - تتبع میرشاهی

غزلیات

هردم رسد به دل چو ز عالم غمی دگر
غم نیست چون ز من بودت عالمی دگر

دارد گدای میکده از باده قدح
آیینه سکندر و جام جمی دگر

گویم به نزد پیر مغان جور مغبچه
چون نیستم به دیر جز او محرمی دگر

نابود شد دلم ز غم هجر کاش حق
بخشد نشاط وصل و دل خرمی دگر

این دم غنیمت است برآنکس که نبودش
غیر از حریف مشفق و می همدمی دگر

فانی ز سیل اشک تو غمخانه سپهر
خم یافت آنچنان که فتد از نمی دگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}