شمارهٔ ۲۰۹ - در طریق مخدوم

غزلیات

نهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف
به عذر توبه دگر خویشرا مدار معاف

ز چاک پیرهنم دوختن چه سود ایدل
مرا که گشته ز تیغ فراق سینه شکاف

شکست قلب همه اهل عشق مژگانت
ازان سبب که صف آراسته چون اهل مصاف

به درس عشق در آ صوفیا چو مطلوبت
نگشت فتح ز مفتاح و کشف از کشاف

تمام دفتر آداب عشق یک حرف است
سخن دراز کشید از نزاع اهل خلاف

مرا رضای تو و دیر به ز کعبه و زهد
که گفته اند که بالای طاعتست انصاف

طریق بیخودی از فانی و خودی از شیخ
که این زلا همه گه نکته راند آن از لاف

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}