شمارهٔ ۲۱۶ - در طور مخدوم

غزلیات

در دیر مغان شیفته پیر و جوانم
خاک قدم مغبچه و پیر مغانم

ایام قدح خواریم ای شیخ چه پرسی
از غایت مستی چو شب از روز ندانم

من بیخود و پرسند که چونی چه جوابست؟
این مسأله را چونکه ندانم که چسانم

چون بوسه به پای تو زدم کرد دلم ضعف
کز پای تو برداشتن سر نتوانم

سیر ملکوت از قدح پر کنم آری
این نوع سبک روح از آن رطل گرانم

زان روی به میخانه کنم عزم که یک دم
از رنج خودی خاطر خود را برهانم

فانی به بیابان فنا رفت چو شد مست
امید ازو چونکه شوم مست نمانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}