شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزان

غزلیات

بگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم
بگفتمش که بده جام می دمست و قدم

ردا بروی تغار می است و شعله آه
مراست کشور رندی کنون به طبل و علم

درم درم که شده داغ من به سجاده ده
چه سود چون نشود رهن می به نیم درم

مبین به توبه ام ای پیر دیر و جامم ده
ز من اگر یکی آید تو باش اهل کرم

حدیث دوست برندان بگوی نی به ملک
که اهل عشق بود سر عشق را محرم

عمارت دل ویران ریش فانی اگر
ز لای باده کنی هم گل است هم مرهم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}