شمارهٔ ۲۳۸ - مخترع

غزلیات

در دیر زار مغبچه شوخ مهوشم
کز هجر او چو خال عذارش بر آتشم

شام فراق از طرف کوی او وزید
باد صبا و کرد چو زلفت مشوشم

نقد دلی که بود چو ترکان ظلم خوی
از کف کشید و بردمان شوخ دلکشم

مجروحم از سپهر و غشی های او بدار
ساقی برغم او قدح صاف بیغشم

طعنم ز زاهدی مزن ای پیر می فروش
هر چند پر کنی قدح باده در کشم

گردون اگر بود خوش و ناخوش چه غم چو من
ز اقبال فقر هر چه به پیش آیدم خوشم

فانی اگر ز آدمیان گشته‌ام ملول
عیبم مکن که واله شوخ پریوشم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}