شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجه

غزلیات

تا از هوای مغبچگان ناتوان شدم
در دیر خاک درگه پیر مغان شدم

خاک ره من اهل نظر سرمه میکنند
زاندم که خاک درگه آن آستان شدم

پیرانه سر اگر نه جوانیست در سرم
بهر چه عاشق رخ آن دلستان شدم

ز اقبال درد عشق منم عالمی دگر
ورنه ز چشم و دل ز چه دریا و کان شدم

در عشق آن پری که نشانش پدید نیست
اندر میان اهل جنون بی نشان شدم

از بیم خیل غم وطنم گشت میکده
غم نیستم کنون که بدارالامان شدم

وارستم از بلای خودی تا به دست عشق
آواره رمیده بی‌خانمان شدم

فانی زیاده زین نتوانم عیان نمود
کآشفته این چنین ز هوای فلان شدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}