شمارهٔ ۲۵۵ - تتبع خواجه حسن

غزلیات

گرچه بلای خمار کرد فزون حزن من
مغبچه و می ولیک اذهب عن الحزن

هر شکن زلف او جای هزاران دلست
طرفه که آن بند زلف هست شکن بر شکن

شبنم خوی بر گلش بر شفق آمد نجوم
نی شفق و نی نجوم خون دل و اشک من

بر تن او پیرهن هست گران از حریر
نیست عجب گر ز رشک پاره کنم پیرهن

ز آتش آه دلم هست زبانه زبان
لب شده پر آبله بین اثرش در دهن

سینه من کوه غم میکنم از ناخنش
بار دلم بی ستون من به تهش کوهکن

خسرو و حافظ ترا فانی اگر هادی اند
پیروی جامی ات هست به وجه حسن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}