شمارهٔ ۲۵۶ - در طور مخدوم

غزلیات

من هلاک از هجر و آن مه دلستان دیگران
زنده بودن کی توان ممکن به جان دیگران

حال خود را کی بود خود عرضه دارم زان که هست
اعتمادم بیش بر شرح و بیان دیگران

باشدم صد گونه تهمت وه که رنجورند خلق
از زبان خویشتن من از زبان دیگران

آزمون دیگران را تیغ بیدادم زنی
دیگر سوزی ز بهر امتحان دیگران

دیگران مقبول و من مردود کز قسم ازل
محنت آمد زان من عشرت ازان دیگران

دیگران را وصل و من جویای قد و عارضش
عشق سرو و گلم از بوستان دیگران

کام جان یابد ز وصلت دیگران فانی نکوست
گر برون آیی پی قتل از میان دیگران

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}