شمارهٔ ۲۶۰ - تتبع مخدوم

غزلیات

رندی که پا برون نهد از دیر سرخوشان
هست از علوشان برهش فرق سرکشان

مجنون وشان وصل کجا زانکه پا نهند
با صد هراس و بیم به کوی پریوشان

خوش آنکه شد ز دنی و عقبی به میکده
دامن کشان ازین و ازان آستین فشان

چون در کشید یکدو قدح وانگهش نماند
نی از می و نه میکده نی از خودش نشان

مخفی است سر کار ازان شد دلیل جهل
بر اهل بحث و مدرسه دعوی علمشان

روح الله اش ز طارم مهرست جرعه خواه
بر بام دیر پیر مغان بین قدح کشان

فانی براه فقر و فنا خاک اگر شوی
بالای چرخ جای کنی از علوشان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}