شمارهٔ ۲۶۲ - تتبع خواجه

غزلیات

صبح است فیض اگر طلبی ترک خواب کن
تا چند مست خواب قدح پر شراب کن

ما را به شیشه می فکن و از عتاب و لطف
نی سنگ خاره افکن و نی لعل ناب کن

مردم در انتظار تو ای عمر نازنین
یکره بآمدن نه به رفتن شتاب کن

روزی مقدر است نگردد زیاد و کم
گر تو وقار ورزی و گر اضطراب کن

ای مه ترا همی رسد از مستی و غرور
خواهی به چرخ ناز و به انجم عتاب کن

فانی شب وصال میی بی حساب دار
وانرا به ما به عمر مخلد حساب کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}