شمارهٔ ۲۶۹ - تتبع خواجه حسن

غزلیات

چون شده شرمنده روی آفتاب از روی تو
باشد آن پوشیدنش رو در سحاب از روی تو

گل اگر نبود رخت پس وقت تعجیل خرام
از عرق بهر چه ریزان شد گلاب از روی تو

لعل و رویت را چو دیدم گشته‌ام مست خراب
مست از لعلت شدم لیکن خراب از روی تو

شمع رویت در شبستان دید چون مرغ دلم
سوخت چون پروانه با صد اضطراب از روی تو

رو نمودند انجم گردون چو افکندی نقاب
کی نماید آن زمان کفتد نقاب از روی تو

می به رویت نوشم ای ساقی که هرگز نبودم
ذوق می عکس ار نیفتد در شراب از روی تو

فانی از جان شد حسن را بنده‌ای به زانکه گفت
«ای منور گشته روی آفتاب از روی تو»

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}