غزل شمارهٔ ۳

غزلیات

ای کرده خجل بتان چین را
بازار شکسته حور عین را

بنشانده پیاده ماه گردون
برخاسته فتنهٔ زمین را

مگذار مرا به ناز اگر چند
خوب آید ناز نازنین را

منمای همه جفا گه مهر
چیزی بگذار روز کین را

دلداران بیش از این ندارند
با درد قرین چو من قرین را

هم یاد کنند گه گه آخر
خدمتگاران اولین را

ای گم شده مه ز عکس رویت
در کوی تو لعبتان چین را

این از تو مرا بدیع ننمود
من روز همی شمردم این را

سیری نکند مرا ز جورت
چونان که ز جود مجد دین را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}