غزل شمارهٔ ۷

غزلیات

از دور بدیدم آن پری را
آن رشک بتان آزری را

در مغرب زلف عرض داده
صد قافله ماه و مشتری را

بر گوشهٔ عارض چو کافور
برهم زده زلف عنبری را

جزعش به کرشمه درنوشته
صد تختهٔ تازه کافری را

لعلش به ستیزه در نموده
صد معجزهٔ پیمبری را

تیر مژه بر کمان ابرو
برکرده عتاب و داوری را

بر دامن هجر و وصل بسته
بدبختی و نیک‌اختری را

ترسان ترسان به طنز گفتم
آن مایهٔ حسن و دلبری را

کز بهر خدای را کرایی؟
گفتا به خدا که انوری را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}