غزل شمارهٔ ۲۷

غزلیات

یارب چه بلا که عشق یارست
زو عقل به درد و جان فکارست

دل برد و جمال کرد پنهان
فریاد که ظلم آشکارست

گر جان منست ازو به جانم
من هیچ ندانم این چکارست

ناید بر من خیال او هیچ
وین هم ز خلاف روزگارست

کارم چو نگار نیست با او
زان بر رخ من ز خون نگارست

زو هیچ شمار برنگیرم
زیرا که جفاش بی‌شمارست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}