غزل شمارهٔ ۴۷

غزلیات

در همه مملکت مرا جانیست
هر زمان پای‌بند جانانیست

در کنارم به جای دمسازی
تا سحرگه ز دیده طوفانیست

در کجا می‌خورد مرا غم عشق
در همه خانه‌ام یکی تا نیست

یک دم از درد عشق ناساید
دادم انصاف رنج‌کش جانیست

گفتم او را که صبر کن که به صبر
هر غمی را که هست پایانیست

این همه هست کاشکی باری
کار او را سری و سامانیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}