غزل شمارهٔ ۸۴

غزلیات

جمالش از جهان غوغا برآورد
مه از تشویر واویلا برآورد

چو دل دادم بدو، جان خواست از من
چو گفتم «بوسه‌ای»، صفرا برآورد

ز بی‌آبی و شوخی در زمانه
هزاران فتنه و غوغا برآورد

غم و تیمار عشقش عاشقان را
هم از دین و هم از دنیا برآورد

ندیدم از وصالش هیچ شادی
فراق او دمار از ما برآورد

همه توقیع‌ها را کرد باطل
لبش از مُشک چون طغری برآورد

همی ساز انوری با درد عشقش
که خلق از عشق او آوا برآورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}