غزل شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

ای شده از رخ تو تاب قمر
وی شده از لب تو آب شکر

از رخ و زلف خویش در عالم
فتنه‌ای در فکندی ای دلبر

چهره پنهان مکن که در خوبی
چون تو صاحب جمال نیست دگر

عاشقان ترا بدین اومید
تا ببینندت ای پری پیکر

در هوای تو مانده‌اند به درد
چهره پر خون و سینه پر اخگر

نیست چون انوری یکی عاشق
با لب خشک و با دو دیدهٔ تر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}