غزل شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

به جان آمد مرا کار از دل خویش
غمی گشتم ز کار مشکل خویش

در آن دریا شدستم غرقه کآنجا
بجز غم می‌نبینم ساحل خویش

به راه وصل می‌پویم ولیکن
همه در هجر بینم منزل خویش

مبادا هیچ آسایش دلم را
اگر جز رنج بینم حاصل خویش

اگر کس قاتل خود بود هرگز
منم آن‌کس نخستین قاتل خویش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}