غزل شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

تا به کوی تو رهگذر دارم
کس نداند که من چه سر دارم

دل ربودی و قصد جان کردی
رسم و آیین تو ز بر دارم

داستانی ز غصهٔ همه سال
قصهٔ عمر جان شکر دارم

جز غم عاشقی ز بی سیمی
صد هزاران غم دگر دارم

عهد و پیمان شکسته‌ای بر هم
سر برآورده‌ای خبر دارم

هر غمی کز تو باشدم حقا
ای دو دیده به دیده بردارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}