غزل شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

درد دل هر زمان فزون دارم
چه کنم بی‌وفاست دلدارم

همه با من جفا کند لیکن
به جفا هیچ ازو نیآزارم

بار اندوه و رنج محنت او
بکشم زآن که دوستش دارم

یاد وصلش کنم معاذالله
کی بود این محل و مقدارم؟

تا توانم حدیث هجرش کرد
می‌رود صد هزار بیکارم

گفته بودم کزو کنم درخواست
تا نماید ز دور دیدارم

این قدر التماس خود چه بود؟
سال‌ها شد که تا در آن کارم

باورم می‌کنی به نعمت شاه
کین قدر نیز هم نمی‌یارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}