غزل شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

اگر نقش رخت بر جان ندارم
به زلف کافرت ایمان ندارم

ز تو یک درد را درمان مبادم
اگر صد درد بی‌درمان ندارم

ز عشقت رازها دارم ولیکن
ز بی‌صبری یکی پنهان ندارم

صبوری را مگر معذور داری
دلی می‌باید و من آن ندارم

مرا گویی ز پیوندم چه داری
چه دارم جز غم هجران ندارم

گر از تو بوسه‌ای خواهم به جانی
تو گویی بوسهٔ ارزان ندارم

لبت دندانم از جا برکشیدست
چو گویی با لبت دندان ندارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}