غزل شمارهٔ ۲۰۷

غزلیات

نگارا جز تو دلداری ندارم
بجز تو در جهان یاری ندارم

بجز بازار وسواس تو در دل
به جان تو که بازاری ندارم

اگرچه خاطرم آزردهٔ تست
ز تو در خاطر آزاری ندارم

ز کردار تو چون نازارم ای دوست
که در حق تو کرداری ندارم

ترا باری به هر غم غمخوری هست
غم من خور که غمخواری ندارم

بسان انوری در گلستانم
چه بدبختم که خود خاری ندارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}