غزل شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

دل رفت و این بتر بر دلبر نمی‌رسم
کان می‌کنم ولیک به گوهر نمی‌رسم

درویش حال کرد غم عشق او مرا
زان در وصال یار توانگر نمی‌رسم

باغ وصال را به همه حال‌ها درست
گمره شدم ز هجر بدان در نمی‌رسم

دارد وصال یار یکی پایهٔ بلند
آری مرا چه جرم بود بر نمی‌رسم

هجران یار هست مرا گر وصال نیست
با او بساختم چو به دیگر نمی‌رسم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}