غزل شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

آخر به مراد دل رسیدیم
خود را و ترا به هم بدیدیم

از زلف تو تابها گشادیم
وز لعل تو شربها چشیدیم

بی‌آنکه فراق هم‌نفس بود
با تو نفسی بیارمیدیم

بر دست تو توبها شکستیم
بر تن ز تو جامها دریدیم

ناز تو به طبع دل ببردیم
راز تو به گوش جان شنیدیم

با ما به زبان رسم و عادت
زرقی که فروختی خریدیم

سر بر خط عهد تو نهادیم
خط گرد زمانه درکشیدیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}