انوری
غزل شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
گویی که به روم آمد از زنگ سپاهِ تو
بر غبغبِ چون سیمت از خطِ سیه گویی
مشک است طرازنده بر طرهٔ ماه تو
تا ابرِ تو را دیدم بر گردِ مهِ روشن
چون رعد همی نالم هر لحظه ز ماهِ تو
انوری
غزلیات
ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
گویی که به روم آمد از زنگ سپاهِ تو
بر غبغبِ چون سیمت از خطِ سیه گویی
مشک است طرازنده بر طرهٔ ماه تو
تا ابرِ تو را دیدم بر گردِ مهِ روشن
چون رعد همی نالم هر لحظه ز ماهِ تو
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}