غزل شمارهٔ ۲۵۹

غزلیات

ای رخت رشکِ آفتاب شده
آفتاب از رخت به تاب شده

آفتابی‌ست آن دو عارضِ تو
زلفِ تو پیشِ او نقاب شده

زود بینم ز تیرِ غمزه‌یِ تو
عالمی سربه‌سر خراب شده

گرچه هست ای پری‌وشِ مه‌رو
بتگری را رخت مآب شده

هست بر آتشِ غمِ هجرت
جگرِ انوری کباب‌شده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}