غزل شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

زردرویم ز چرخِ دندان‌خای
تیره‌رایم ز عمرِ محنت‌زای

نه امیدی که سرخ دارم روی
نه نویدی که تازه دارم رای

با که گویم که حقِ من بشناس
با که گویم که بندِ من بگشای

از قیاسی که تکیه‌گاهِ من است
باز جُستم زمانه را سر و پای

روشنم شد که در بسیطِ زمین
نیک‌عهدی نیافرید خدای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}