غزل شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

یاد می‌دار کآن چه بنمودی
در وفا، برخلافِ آن بودی

حالِ من دیده در کشاکشِ هجر
وصل را هیچ روی ننمودی

ناز تنهات بود عادت و بس
خوش‌خوش اکنون جفا درافزودی

بوسه‌ای خواستم نبخشیدی
ناله‌ها کردم و نبخشودی

وعدهایی دهی بدان دیری
پس پشیمان شوی بدین زودی

راستی باید از لبت خجلم
که بسی خرج‌هاش فرمودی

خدمتِ من بدو رسان و بگو:
«چونی؟ از دردِ سر برآسودی؟»

انوری این چه شیوهٔ غزل است؟
که بدان گویِ نطق بربودی

دامن از چرخ برکشید سخن
تا تو دامن بدو بیآلودی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}