غزل شمارهٔ ۲۸۴

غزلیات

روی چون ماه آسمان داری
قد چون سرو بوستان داری

دل تو داری غلط همی گویم
نه به جان و سرت که جان داری

در میان دلی و خواهی بود
خویش را چند بر کران داری

راز من در غمت چو پیدا شد
روی تا کی ز من نهان داری

گر نهانی و بی‌وفا چه عجب
جانی و عادت جهان داری

از غمت روی بر زمین دارم
وز جفا سر بر آسمان داری

چند ازین گرچه برگ این دارم
چند از آن گرچه جای آن داری

چون گرانی همی بخواهی برد
سر چه بر انوری گران داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}